هان ای عقاب عشق
از اوج قله های مه الود دور دست
پرواز کن به دشت غم انگیز عمر من
انجا ببر مرا که شرابم نمی برد
ان بی ستاره ام که عقابم نمی برد
در راه زندگی
با این همه تلاش و تمنا و تشنگی
با این که ناله می کشم از دل که
اب .....اب
دیگر فریب هم به سرابم نمی برد
پر کن پیاله را
در دلش ثانیه ها را به غنیمت می برد
آری...
آسمان آنجا آبی تر بود
در دلم کاش به شوقی ، چیزی
آتش عشقی بر پا بود
من دلم باران می خواهد
سلام. به دلایلی دیگه تو وبلاگ لونا چیزی نمی نویسم.
آدرس وبلاگ جدیدم:
http://since1989.blogsky.com