آســـمــون چـــشــمـات

اگـر بـاز از روزگــار دلـت گـرفـت،لـحـظـه هـا ثـانـیـه ابـری شـدن ، بـیـا بـا مـــن

آســـمــون چـــشــمـات

اگـر بـاز از روزگــار دلـت گـرفـت،لـحـظـه هـا ثـانـیـه ابـری شـدن ، بـیـا بـا مـــن

کاش می دانستی


کاش می دانستی ما را مجال ان نیست
که روزهای رفته را از سر گیریم
و لحظه های بی بازگشت را تمنا کنیم
کاش می دانستی فردا چه  اندازه دیراست
برای زیستن و چه اندوه زود برای مردن
و همیشه واژه ای است پر فریب
کاش می دانستی یک الاله
فرصت یک ستاره نیست
و به ناگاه بسته خواهد شد
پنجره های دیدار
در اجبار تقدیر
کاش می دانستی

نظرات 2 + ارسال نظر
سعید دوشنبه 19 شهریور 1386 ساعت 11:30 http://jenabsarhang.blogsky.com/

سلام ممنون از کامنتت و اینکه لطف کردی و به غربت من اومدی امیدوارم باز هم با هم در ارتباط باشیم . راستی نازنین عزیز تمام مطالبت رو خوندم اما ....یه خط روشن یه رویای سبزی چیزی پیدا نکردم چرا از خودت نمینویسی ؟
به امید سبز بودنت .

cowboy دوشنبه 19 شهریور 1386 ساعت 17:57 http://www.asreemrooz.blogsky.com

چگونه موس را این جور کردید

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد