آســـمــون چـــشــمـات

اگـر بـاز از روزگــار دلـت گـرفـت،لـحـظـه هـا ثـانـیـه ابـری شـدن ، بـیـا بـا مـــن

آســـمــون چـــشــمـات

اگـر بـاز از روزگــار دلـت گـرفـت،لـحـظـه هـا ثـانـیـه ابـری شـدن ، بـیـا بـا مـــن

اول دفعه تو کوچه دیدمش گفت دادشی.میای بازی کنیم؟بعدهاینکه بازیمون تموم شد 
 گفتی تو بهترین دادشه دنیایی،وقتی بزرگتر شدم به دانشگاه رفتم چشا م همش
اونو میدید و میخواستم از ته قلبم بگم عاشقشم دوسش دارم اما اون گفت تو بهترین دادشه دنیایی وقتی ازدواج کرد من ساقدوسش بودم بازم گفت تو بهترین دادشه دنیایی 
 و وقتی مرد من زیره تابوتشو گرفتم مطمئن بودم اگه میتونست حرف بزنه میگفت تو بهترین دادشه دنیایی چند وقت بعدی وقتی دفتره خاطراتشو خوندم دیدم نوشته عاشقت بودم دوست داشتم  اما میترسیدم  بگم برا همین میگفتم تو بهترین دادشه دنیایی.






نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد